با نزدیک شدن به سی سالگی زنگ خطر برای زنان به صدا درمیآید: بالاخره میخواهی چه کاره شوی؟ کی ازدواج میکنی؟ نکند برای بچهدار شدن دیر شود؟ جولی دقیقا در چنین بازه زمانی است، از یک سو از آزادیاش لذت میبرد که میتواند روابط تازهای را امتحان کند و مدام شغلش را تغییر دهد و ماجراجویی داشته باشد، از سوی دیگر وقتی خودش را با زنان نسلهای گذشته مقایسه میکند که هر کدام در سی سالگی خانه و بچه و شغل داشتند و تکلیف زندگیشان روشن بود، دچار اضطراب دیر شدن و از دست دادن میشود. در گذشته، وظیفه زنان مشخص و محدود بود و حق انتخاب دیگری نداشتند و باید همسر و مادر میشدند. از دل سالها مبارزه زنان توانستند عاملیت فردیشان را بازپس بگیرند اما چرا زن آزاد و مستقلی مثل جولی همچنان احساس ناکامی و سرخوردگی میکند؟ جولی در فضای مدرن و معاصری زندگی میکند که مدام به او میگوید: «تو از همه زنان نسلهای گذشته آزادی و حق انتخاب بیشتری داری. پس چرا هنوز هیچ کار مهمی نکردی؟» اینجاست که آزادی، به جای اینکه رهاییبخش باشد، تبدیل به یک بحران میشود. جولی هرچند آزادی دارد اما هنوز نمیتواند از آزادیاش لذت ببرد. چون خود زن آزاد بودن به یک وظیفه برای زن امروزی بدل میشود. اگر جولی مثل زنان دهههای قبل ازدواج کند و مادر شود، انگار به کلیشه ها تن داده و از آزادی دست کشیده و اگر همچنان دنبال امتحان کردن و ماجراجویی باشد، انگار از آزادیاش به هیچ دستاوردی نرسیده است. انگار زن همچنان درگیر جنگ با الگوی زنانگی است که به او تحمیل میشود. در گذشته الگوی زن سنتی و اکنون الگوی زن آزاد. اما آزادی واقعی زنان چطور اتفاق میافتد؟ آزادی واقعی یعنی این که جولی مجبور نباشد قهرمان زندگیاش باشد و نقشش را به بهترین شکل ایفا کند، شاید دلش بخواهد در پشت صحنه بایستد و از نقش اول عکس بگیرد. آزادی واقعی یعنی اینکه او میتواند همزمان هم عاشق آزادیاش باشد و هم از تنهاییِ ناشی از آن بترسد و این تناقضها، او را به زن بیارزشی تبدیل نمیکند.
در صد و بیست و پنجمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم بدترین آدم دنیا ساخته یواخیم تریر پیرامون فشارهای ناشی از زن مجرد آزاد بحث و گفتوگو کردیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم بدترین آدم دنیا میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
33602798428+


