آدا توسط پدرش به یک ارباب در جزیره نیوزلند تحت استعمار فروخته میشود تا با او ازدواج کند. آدا زنی با سکوتی خودخواسته است که فقط از طریق پیانویش، احساساتش را بیان میکند و کسی را به خلوت خود راه میدهد که بتواند با موسیقیاش به مثابه صدای درونیاش ارتباط برقرار کند و آن را بفهمد. شوهرش که به آدا نیز به عنوان بخشی از مستعمرهاش نگاه میکند، پیانوی محبوب او را به مرد همسایه میفروشد تا بدن مردانه خود را جایگزین پیانو کند و تن آدا را به تصاحب خود درآورد و روح عصیانگر و رهای او را رام و مطیع کند. مرد همسایه نیز که خواهان رابطه جنسی با آداست، با سوءاستفاده از علاقه آدا به پیانویش، با او معامله میکند که در هر دیدارشان با لمس بخشی از تن زن، یکی از کلاویههای پیانو را به او بدهد و آدا بتواند پیانوی محبوبش را پس بگیرد. هر دو مرد از قدرت خود برای استثمار بدن زن بهره میبرند: شوهر با سلطهگری و مرد همسایه با باجگیری جنسی. پس چرا شوهر نمیتواند به قلب آدا راه بیابد اما مرد همسایه موفق میشود شور عشق را در آدا به وجود بیاورد؟
در صد و بیست و پنجمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم پیانو ساخته جین کمپیون پیرامون بازپسگیری عاملیت جنسی از طریق زبان زنانه با تمرکز بر نظریات لوس ایریگاری بحث و گفتوگو کردیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم پیانو میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
33602798428+


