زن در ۵۷ سالگیاش مجبور میشود طلاق بگیرد و موقع جدایی به ازای هر سال زندگی مشترک، یک میلیون تومان برای خانهداریاش میگیرد و بعد برای کار مراجعه میکند، از او سابقه کار میخواهند و زن با شرمساری میگوید که فقط خانهدار بودم. از کل عمر رفتهاش به پای شوهر و پسرش، چند میلیون نصیب او میشود و انگ زن مطلقه. فهیمه به زادگاهش در شهرضا بازمیگردد و میکوشد از زیر سایه پدر و شوهر و پسرش بیرون بیاید و کسب و کار موردعلاقهاش را راه بیندازد و از این به بعد برای خودش زندگی کند. از همان ابتدا با همه موانعی مواجه میشود که پیش روی یک زن میانسال مطلقه است، مخصوصا در یک شهر کوچک سنتی و مذهبی. وقتی فهیمه با سر پرسودا از رویاهایش حرف میزند، افسانه که توانسته برای خودش کسب و کاری راه بیندازد و آبرو و اعتباری بیابد، به او هشدار میدهد که خودش را سر زبانها نیندازد و به او میگوید این کارها مال جوانهاست نه یک زن مطلقه. اما فهیمه علیه تابوها و کلیشههای پیش روی زن تنها عصیان میکند و حرف و حدیثها بالا میگیرد و تاوان سنگینی هم میپردازد. آیا تقابل افسانه و فهیمه در فیلم نمونهای از گزاره زنان علیه زنان است؟ چرا یکی موفق میشود و دیگری شکست میخورد؟ فیلم در حال نقد مردسالاری حاکم بر جامعه است یا مبارزه زنان برای ساختارشکنی را ناکام و بینتیجه نشان میدهد؟
در چهل و ششمین برنامه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم عامهپسند ساخته سهیل بیرقی میپردازیم و درباره این پرسشها بحث و گفتوگو میکنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم عامهپسند میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


