جلسه پنجاهم

تحلیل فیلم «عاشق یک روزه» ساخته فیلیپ گرل

نزهت بادی

ژان نیمه‌شب با قلب شکسته و چشمان گریان به خانه پدری برمی‌گردد. رابطه‌اش با دوست پسرش تمام شده و همان شب می‌فهمد پدرش رابطه جدیدی را با دختری هم‌سن‌ و سال او آغاز کرده است. ژان به تنهایی روی کاناپه دراز می‌کشد و پدرش در اتاق دیگر کنار معشوقش می‌خوابد و از همان‌جا دو داستان وصل و جدایی به موازات هم پیش می‌رود و ما را با پرسش‌های بی‌جواب روبرو می‌سازد: چرا عاشق می‌شویم؟ چرا از هم جدا می‌شویم؟ در ابتدا ژان به آدریان (معشوق پدر) به چشم رقیب نگاه می‌کند و با دیدن خوشبختی او در رابطه عاشقانه‌اش، احساس بدبختی بیشتر می‌کند اما بعد کم‌کم به هم نزدیک می‌شوند. از جایی که می‌فهمند هر کدام می‌توانستند جای دیگری باشند. وقتی ژان قصد خودکشی دارد، آدریان جلوی او را می‌گیرد اما کمی بعدتر به ژان می‌گوید: اگر پدرت مرا ترک کند، خودم را می‌کُشم. اما درنهایت هیچ‌کدام خودشان را نمی‌کُشند. بلکه دوباره عاشق می‌شوند، دوباره خیانت می‌کنند، دوباره شکست می‌خورند، دوباره فراموش می‌کنند و دوباره از نو عاشق می‌شوند و هر بار فکر می‌کنند که این دفعه فرق دارد. اما عشق در هزارمین بار هم همانقدر پیچیده و دشوار به نظر می‌رسد که در اولین بار…

در پنجاهمین جلسه سینماتک به نقد و تحلیل فیلم عاشق یک روزه ساخته فیلیپ گرل می‌پردازیم و پیرامون دلایل و پیامدهای عشق و خیانت در زندگی زوج‌ها بحث و گفت‌وگو می‌کنیم.

برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم عاشق یک روزه می‌توانید از طریق شماره زیر در واتس‌اپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.


+33624783228