مانانا در روز تولد پنجاه و دو سالگیاش بهناگه به خانوادهاش میگوید که میخواهد آنها را ترک و بهتنهایی زندگی کند. تصوری که آنها از خود دارند، یک خانواده شاد است و نمیتوانند درک کنند که چرا مانانا یکدفعه تصمیم گرفته زندگی خانوادگیاش را به هم بریزد. مادرش میگوید شوهرت نه دائمالخمر است و نه معتاد و دزد و تابهحال هم دستش را روی تو بلند کرده، چرا میخواهی از او جدا شوی؟ برادرش از او میپرسد که آیا با مرد دیگری رابطه داری؟ دخترش میگوید که با رفتن تو آبروی ما جلوی همه میرود و کل فامیل جمع میشوند و او را نصیحت میکنند که سر خانه و زندگیاش بماند. اما مانانا پاسخ هیچکس را نمیدهد. در تمام مدتی که زن در کنار خانوادهاش حضور دارد، معلوم است از چیزی رنج میبرد اما نمیدانیم چیست. تا اینکه زن را در خلوت خودساختهاش میبینیم که بهتنهایی شام سادهای میپزد و هر وقت میخواهد آن را میخورد، در گلدان گوجه میکارد و از آن مراقبت میکند، گیتارش را درست میکند و دوباره آن را مینوازد، چند شاخه گل در لیوانی روی میز کارش میگذارد و برای کتابهایش قفسه درست میکند. تازه میفهمیم زن هرگز در زندگی خانوادگیاش این لحظات ساده و کوچک برای خود بودن را نداشته است. کاری که فقط به خاطر خودش انجام دهد و از آن لذت ببرد. چه بسیار زنانی که تمام عمر خود را وقف مراقبت از والدین و همسر و فرزندانشان میکنند تا خانواده شادی داشته باشند اما خودشان سهمی از آن ندارند. در گوشه و کنار خانههای خوشبخت، انبوهی از لحظات نزیسته زنان پنهان شده است. هر زنی سزاوار این است که مثل مانانا پشت میزش بنشیند، برای خودش قهوهای درست کند، به موسیقی محبوبش گوش دهد، چیزی بنویسد، کتابی بخواند، گلهایش را آب دهد و به وزش باد در میان برگهای درختان بنگرد و احساس کند در این دنیای بزرگ هیچ کار دیگری ندارد، جز اینکه خودش را دوست بدارد…
در شصتمین جلسه سینماتک، نقد و تحلیل فیلم خانواده شاد من ساخته نانا اکوتیمیشولی و سیمون گراس را با تمرکز بر وضعیت زنان میانسال و خانهدار خواهیم داشت.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم خانواده شاد من میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


