راننده تاکسی بنا بر تجربهاش به سرعت میفهمد که زن جوان با مرد متاهل که جای پدر اوست، رابطه دارد. به او میگوید: «چنین مردی هیچگاه نمیخواهد از زبان تو بشنود که عاشقش هستی! او دوست دارد این عبارت را از زبان مادرش، همسرش و بچههایش بشنود اما هرگز دوست ندارد از زبان دوست دخترش بشنود. چون کاربرد تو به عنوان دوست دختر، این نیست! تو را برای چیز دیگری میخواهد.» زن جوان، زن مستقل و جاهطلبی است که توانسته شغل خوبی به دست بیاورد و میکوشد جابگاه اجتماعیاش را ارتقا دهد اما با مرد مسن و متاهل و پولداری رابطه دارد که میداند او را فقط برای رابطه جنسی میخواهد و همسر و فرزندانش برایش اولویت دارند. چرا انتخاب چنین زنی باید یک شوگر ددی باشد؟ راننده تاکسی میگوید «زنها جذابیت جنسیشان را برای برقراری رابطه با مردهای پولدار و قدرتمند به کار میبرند و مردها برای به دست آوردن زنها دنبال پول و قدرت هستند.» در واقع او در حال سخن گفتن از یک معامله است: جذابیت جنسی زنان در ازای پول و قدرت مردان! آیا حق با راننده تاکسی است که میگوید درنهایت با وجود تلاش زنان برای برابری با مردان، آنها همچنان بازیچه مردان هستند؟ آیا رابطه زن جوان با شوگر ددی در فیلم، در راستای تایید حرف راننده تاکسی نیست؟ چرا زن مستقل و جاهطلبی که تلاش کرده جایگاهش را در جامعه ارتقا دهد، با یک مرد متاهل و مسن و پولدار رابطه دارد که او را فقط برای رابطه جنسی میخواهد؟
در صد و دهمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم، با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم بابایی ساخته کریستی هال پیرامون پدیده شوگر ددی و پیچیدگی روابط جنسی و مالی میان زنان و مردان بحث و گفتوگو کردیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم بابایی میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33602798428


