«چطور میتوان به احساسات اعتماد کرد، وقتی که در طول زمان ناپدید میشوند؟» پرسشی که سیندی در طول فیلم مطرح میکند، ما را با یکی از چالشهای اساسی در رابطه طولانیمدت یک زوج روبرو میسازد. فیلم از طریق رفت و برگشت میان گذشته و حال نشان میدهد چطور شناخت عمیقتر افراد از خود و یارشان در طول زمان، نگاه آنها به عشق و انتظاراتشان از یکدیگر را تغییر میدهد. سیندی و دین مثل هزاران زوج عاشقی هستند که به عشق ابدی باور داشتند و به هم قول دادند که در سختیها و خوشیها کنار هم بمانند، اما حالا بعد از گذر چند سال از زندگی مشترک، به بنبست عاطفی رسیدهاند و هر دو مجبور شدند برای حفظ خانواده از رویاهایشان دست بکشند.
دین با اینکه کل زندگیش به کارگری و همسری و پدری خلاصه شده، کنار آمده و به خاطر عشقش به سیندی و دخترشان میتواند وضعیت موجود را تحمل کند اما سیندی احساس میکند شغل و پیشرفت و آیندهاش به خاطر ازدواج زودهنگام و بارداری ناخواسته نابود شده است. همواره با ابن کلیشه روبرو هستیم که زنان در رابطه و ازدواج به چیزی جز عشق نیاز ندارند اما در فیلم میبینیم که عشق به تنهایی برای سیندی کافی نیست و نمیتواند حس دلسردی و سرخوردگی او را از بین ببرد. آیا زنها بیشتر از مردها به رشد فردی و پیشرفت اجتماعی و مستقل و آزاد بودن اهمیت میدهند؟ چرا ازدواج و زندگی مشترک و خانواده برای زنان بیشتر از مردان، سویههای محدودکننده و خفقانآور دارد؟
در صد و بیست و پنجمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم ولنتاین غمگین ساخته درک سیانفرنس پیرامون پیرامون «شکاف انگیزشی» میان زنان و مردان با تمرکز بر کتاب پایان مردان و صعود زنان نوشته هانا روزین بحث و گفتوگو کردیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم ولنتاین غمگین میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
33602798428+


