زن با خشونتی وحشیانه در خانهاش مورد تجاوز قرار میگیرد و بعد از آن در رفتاری خودویرانگرانه، مرد متجاوز را وارد بازی خطرناکی با خود میکند تا دوباره او را مورد تجاوز قرار دهد و درنهایت از او انتقام بگیرد و به نظر میرسد که خودش هم از چنین رابطه خشنی لذت میبرد. پس به همین سادگی نیست که با پروسه انتقام از متجاوز روبرو باشیم یا گمان کنیم که با سندروم استکهلم میتوانیم نوع رفتار زن را توجیه کنیم. در صحنهای از فیلم میشل همراه با مرد متجاوز به زیرزمین خانه او میرود و مرد به او حمله میکند تا به زور با او بیامیزد اما به محض اینکه میشل دست از مقاومت برمیدارد و تسلیم میشود و به متجاوز اجازه میدهد، مرد دیگر نمیتواند ادامه دهد و میل و علاقهاش برای رابطه جنسی را از دست میدهد. پل ورهوفن نشان میدهد که مسئله اصلی در تجاوز، ارضای میل جنسی نیست، بلکه احساس قدرت و سلطهگری ناشی از اِعمال خشونت به متجاوز لذت میبخشد. اما پیچیدگی فیلم بیش از هر چیزی به دلیل نحوه مواجهه میشل با تجاوز است. اگر تجاوز برای زنهای دیگر ترومایی تسلیناپذیر بجا میگذارد، برای میشل جنبه شفابخشی دارد و سرخوردگی جنسی او را درمان میکند و باعث میشود او بتواند روابطش با آدمهای نزدیک زندگیاش را سر و سامان دهد. آیا فیلم، در حال نمایش زن خشونتدیدهای است که نمیخواهد قربانی تجاوز جنسی باشد و در رویکردی فمینیستی میکوشد بازی خشن مردانه را به نفع خود برهم بزند و خشونت پنهان در تجاوز را نزد متجاوز آشکار کند؟ یا در حال بازنمایی زن سرخوردهای است که میل جنسیاش پس از تجاوز فعال میشود و این کلیشه مردسالار را را بازتولید میکند که زنها از خشونت جنسی در رابطه لذت میبرند؟
در بیست و هفتمین برنامه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم او ساخته پل ورهوفن میپردازیم و با تمرکز بر نحوه بازنمایی تجاوز در سینما پیرامون کلیشهسازی یا کلیشهزدایی از لذت جنسی زنان بحث و گفتوگو میکنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم او میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


