فکر میکنید زندگی یک زن پس از پنجاه سالگی چطور است؟ مخصوصا اگر تجربه طلاق هم داشته باشد. در باور عمومی، میانسالی همراه با ترس از دست دادن زیبایی و جذابیت جنسی و ارزشمندی زنان است. اما آنچه در فیلم گلوریا میبینید، هیچ شباهتی به کلیشههای پیرامون زنان میانسال ندارد: زنانی خسته، تنها، درگیر منوپوز و غرق در روزمرگی که انگار به آخر خط رسیدهاند. فیلم نشان میدهد که چطور طلاق و میانسالی میتواند بهجای پایان، نقطه شروع رهایی از نقشهای تحمیلی و بازیابی خویشتن باشد. گلوریا همچنان زن زیبا و جذابی است که در هر مهمانی مردان را مجذوب خود میکند و بارها با پیشنهاد دعوت به رقص و نوشیدنی و قرار عاشقانه روبرو میشود و رابطه جنسی پرشور و لذتبخشی را تجربه میکند. به عنوان زنی که طلاق گرفته و همسر سابقش با زن جوانتری ازدواج کرده، بدون خشم و سرخوردگی و حقارت به رابطه گذشتهاش نگاه میکند و جدایی را به عنوان فرصتی برای آغاز زندگی تازه در نظر میگیرد. وقتی با عشق و امید رابطه جدیدی را شروع میکند اما همه چیز طبق انتظار پیش نمیرود، قلبش میشکند اما باز هم ناامید و افسرده نمیشود و زندگیاش را ازدسترفته و ناکام نمیبیند و خود را قربانی و بدبخت نمیداند. مردی که از دوستان قدیمی اوست، با تعجب از گلوریا میپرسد: چطور اینقدر شاد هستی؟ اما پرسش مهمتر این است که چطور زنی در دهه پنجاه سالگی زندگیاش از بحران میانسالی عبور کرده و به چنین پذیرش و آرامش و رهایی رسیده است؟
در صد و بیست و پنجمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم گلوریا ساخته سباستین للیو پیرامون پیرامون چگونگی مواجهه با «بحران میانسالی در زنان» بحث و گفتوگو کردیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم گلوریا میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
33602798428+


