زن کافهچی رو به ژولیت بینوش میگوید: «من شوهرت را تحسین میکنم. همه مردها دوست دارند یکشنبهها فقط لم بدن اما شوهرت تو را آورده کافه و قهوه مهمونت کرده و داره با هیجان برات داستان تعریف میکنه.» این، دقیقا همان تصویر بدلی از واقعیت زندگی است که امکان تشخیص آن دشوار به نظر میرسد. ما که صحنههای قبل را دیدهایم، میدانیم که زن کافهچی در حال تحسین یک نسخه بدلی از رابطه یک زوج است. کمی پیشتر جیمز درباره آثار هنری گفته است: «تو یک شیء را برمیداری و در موزه میگذاری و نگرش آدمها را نسبت به آن عوض میکنی. در واقع آن شیء دیگر مهم نیست، برداشت افراد از آن مهم است.» اینجا هم کیارستمی زن و مرد را در صحنهای میگذارد که عاشقانه به نظر میرسد: یک زن زیبا و یک مرد جذاب در کافهای از یک شهر تاریخی روبروی هم نشستند و با هم حرف میزنند. این، تصویری است که زن کافهچی میبیند، بیآنکه پیشتر از آن را دیده باشد و چیزی درباره رابطه زوج بداند. انگار همه آنچه ما از وضعیت زوجها میبینیم، شبیه همین قاب گزینششده از زندگی آنهاست که هرچند تغزلی و حسرتبرانگیز به نظر میرسد اما میتواند هیچ نسبتی با واقعیت نداشته باشد. آیا گزارهای که جیمز مطرح میکند، درست است؟ کیارستمی با این ایده بازی میکند و میبینیم که پس از تلقی و برداشت زن کافهچی، زن و مرد غریبه واقعا به یک زوج بدل میشوند. اما آیا برداشت عاشقانه زن کافهچی، واقعا ماهیت رابطه زن و مرد را تغییر میدهد؟ فیلم از سیر و سیاحت در هنر شروع میشود و به واکاوی و جستجو در درون آدمی و رابطهاش با دیگری میانجامد. در ظاهر زن و مرد پیرامون تشکیک در موجودیت اصالت آثار هنری با هم بحث می.کنند اما آرامآرام معلوم می.شود که هر یک از آنها به دنبال پاسخی برای پرسشهای ذهنی.شان هستند که اساسا چه چیزی ملاک و معیار تمایز یک رابطه اصل از بدل آن به حساب میآید و چگونه میتوان از میان انبوه زن و مردانی که در اطرافمان میبینیم، زوجی را پیدا کرد که پیوند عمیق و راستینی میانشان برقرار باشد؟
در چهل و هفتمین برنامه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم کپی برابر اصل ساخته عباس کیارستمی میپردازیم و درباره این پرسشها بحث و گفتوگو میکنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم کپی برابر اصل میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


