کریس مثل بسیاری از ما دلباختگان سینما، رویای دیدن جزیره فارو را داشته. جایی که اینگمار برگمان سالهای زندگیاش را در آنجا گذرانده و بسیاری از فیلمهای محبوبمان را در آنجا ساخته است. انا کریس فقط یک توریست نیست که در محل زندگی برگمان به گشتوگذار بپردازد و از لوکیشن فیلمهای او دیدن کند. بلکه میخواهد سر دربیاورد که برگمان موقع ساخت فیلمهایش چه جور آدمی بود. او میپرسد برگمان چطور وسط این جزیره و منطره زیبا آن فیلمهای تیرهوتار و تلخ را می ساخت؟ چرا زنان در فیلمهای او رنج و انزوا و طردشدگی را تحمل میکنند؟ چطور برگمان درگیر ازدواجها و طلاقها بود و از پنج همسرش، ۹ فرزند داشت که بعضی از آنها را تا انتهای عمرش ندیده بود. رئیس مرکز برگمان به کریس میگوید: «برگمان زمانی که ۴۲ سال داشت، ۲۵ فیلم کارگردانی کرده بود. اگر وسط فیلمهایش میخواست بیاید و پوشک بچه عوض کند، چطور میتوانست به کار اصلیاش بپردازد؟» برگمان یکی از مهمترین فیلمسازانی است که خلوت نادیدنی زنان را به تصویر کشیده. کریس شیفته اینگمار برگمان است اما نمیتواند نوع رابطه او با معشوقهها، همسران و فرزندانش را درک کند. انگار مسئله فقط برگمان نیست. کریس میخواهد بفهمد شوهر فیلمسازش که تحتتاثیر برگمان است، چطور به زنان نگاه میکند؟ چطور او را میبیند؟ چه ارتباطی میان او و فانتزیهای جنسی شوهرش در فیلمنامههایش وجود دارد؟ در صحنهای از فیلم کریس و تونی روی همان تختخوابی دراز کشیدهاند که زوج فیلم صحنههایی از یک ازدواج ساخته اینگمار برگمان روی آن خوابیده بودند. همان فیلمی که به قول یکی از ساکنان جزیره باعث طلاق میلیونها زوج شد. ویکی به آرامی اشک میریزد. تونی چند سوال ساده میپرسد تا در ظاهر علت گریه نابهنگام ویکی را بفهمد اما در واقع فقط میخواهد از آن وضعیت بغرنج خلاص شود. او اساسا علاقهای ندارد وارد دنیای شخصی ویکی شود. فیلم درباره همین شکاف پنهان میان زوجهاست. نزدیک به هم آرمیده اما بیارتباط با یکدیگر. درباره شکافی که در زندگی واقعی نمیبینیم اما فیلمها به طرز بیرحمانهای نشانمان میدهند. کریس هرچند غمگین و سرخورده است اما حرفی نمیزند و اندوهش را از گریستن نابهنگام در تختخواب دونفره میتوان دریافت اما در فیلمی که میسازد، گویی شخصیت زن فیلمش که بلوز او را هم به تن دارد، مابهازایی برای او و برونریزی درونیاتش است. زن در فیلمش سکوت نمیکند، خشمش را فرو نمیخورد، اندوهش را پنهان نمیکند. در واقع کریس که نمیتوانست درک کند چطور اینگمار برگمان در این جزیره زیبا آن فیلمهای اندوهبار را میساخت، خودش هم در همان جزیره و خانه و منظره زیبا فیلمی پر از رنج و درد درباره خودش و زنان میسازد. گویی کریس از طریق روایت داستان زنی دیگر در فیلمش از تنهایی و تکافتادگی رها میشود و شهامت مییابد تا درباره رنج و اندوهش حرف بزند.
در سی و سومین برنامه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم جزیره برگمان ساخته میا هانس لووه میپردازیم و با حضور دکتر گنجهای، پژوهشگر و مدرس مطالعات تطبیقی سینما پیرامون سویههای رهاییبخش سینما برای زنان بحث و گفتوگو میکنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلمجزیره برگمان میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


