اریکا در حال برنامهریزی درباره تعطیلات آخر هفته است که شوهرش زیر گریه میزند و به او میگوید که عاشق زن جوانتری شده است و میخواهد اریکا را ترک کند و اریکا بهناگه از یک زن متاهل خوشبخت به یک زن مطلقه افسرده بدل میشود. اریکا که نمیتواند دلیل فروپاشی زندگی زناشوییاش را درک کند، با بهت و ناباوری به روانکاوش میگوید: اما ما روابط جنسی خوبی داشتیم. او مثل بسیاری از زنان دیگر که مجبور به طلاق شدهاند، در خودش دنبال نقص و کمبودی میگردد تا دلیلی برای طرد شدن از سوی شوهرش را دریابد. روانکاوش به او توضیح میدهد که حق دارد پر از حس خشم و حسادت و اندوه و ترس باشد اما حس گناه، چیزی است که خودش دارد آن را میسازد. اریکا هنوز همان زن زیبا، باهوش، موفق و هنرمند است اما انگار دیگر دلیلی برای ارزشمندی خودش ندارد. ایلین دوست اریکا میگوید: زنها بعد از جدایی مدام مشروب میخورند و با همه میخوابند و تظاهر میکنند اعتمادبهنفس دارند اما در واقع ندارند. فیلم میکوشد به این پرسش مهم پاسخ دهد که چرا عدهای از زنان بعد از جدایی، خود را ناکافی و ناکامل میبینند و میکوشند خود را همچنان ایدهال نشان دهند. اما آنچه فیلم را به اثر فمینیستی درخشانی بدل میکند، انتخابهای اریکا پس از طلاق است. وقتی که در دو موقعیت مهم دوباره فرصت پیدا میکند به همان شمایل زن متاهل خوشبخت بازگردد اما حالا با شناخت تازه از خودش دیگر نمیترسد که او را به چشم یک زن تنهای مطلقه ببینند. هیچ کدام از عناوینی همچون مجرد، متاهل، مطلقه و بیوه هویت زن را معنا نمیبخشند و ارزش هر زنی نه بر اساس رابطه او با مردی، بلکه در نسبت با خودش تعیین میشود. تمام شدن فیلم با تصویر اریکای تنها با تابلوی نقاشی بزرگ وسط خیابان به یاد میآورد که هر زنی برای رسیدن به رویای شخصیاش فقط به خودش نیاز دارد.
در سی و هفتمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم یک زن مجرد ساخته پل مازورسکی میپردازیم و با تمرکز بر کتاب جنس دوم نوشته سیمون دو بووار پیرامون بحران هویت زنان پس از طلاق بحث و گفتوگو میکنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسسه تحلیل فیلم یک زن مجرد میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


