تئو یک آرشیتکت موفق است که با پول طراحیاش برای آیوی یک رستوران کوچک میخرد تا او به عنوان سرآشپز کارش را شروع کند اما بهناگه تئو در پروژه جدیدش شکست میخورد و بیکار و خانهنشین میشود. در همان دوره آیوی در کارش پیشرفت میکند و با موفقیت زیادی روبرو میشود. آیوی با پول رستوران جدیدش این امکان را به تئو میدهد که خانه رویاییشان را طراحی کند و بسازد. تئو و آیوی بنا بر شرایط زندگیشان، جای خود را با هم عوض میکنند. تئو در خانه میماند و از بچهها مراقبت میکند. آیوی همه وقتش را برای کارش میگذارد تا درآمد بیشتری به دست بیاورد. آن خانه رویایی، نتیجه کار و زندگی مشترک هر دوست اما درنهایت چیزی جز تنش و تحقیر و نفرت بینشان باقی نمیماند. هر کدام احساس میکنند دیگری جایگاهش را دزدیده است. آیوی از اینکه کنار بچههایش نبوده و در بزرگ شدن آنها نقشی نداشته، احساس سرخوردگی میکند و تئو از اینکه نتوانسته کار و درآمد داشته باشد و مردانگیاش زیر سوال رفته است، خود را تحقیرشده میبیند. تئو و آیوی هر کدام در زمان موفقیت شغلی خود، از روی عشق فرصت پیشرفت در کار را به شریک زندگیشان میدهند اما چه اتفاقی میافتد که کارشان به حسادت و رقابت میکشد و تا مرز نابودی یکدیگر و دستاوردهای مشترکشان پیش میروند. آیا جابهجایی نقشهای سنتی در زندگی مشترک، رابطه را دچار تنش و چالش میکند؟ آیا زندگی مشترک مبتنی بر ساختار مرد خانهدار و زن نانآور، به شکست منجر میشود؟ آیا مردان تحمل موفقیت همسران خود را ندارند و نمیتوانند آنها را در جایگاه شغلی بالاتر از خود ببینند؟ آیا زنان با دستیابی به موفقیت، شوهران را تحقیر میکنند و به آنها حس ناکامی و ناتوانی انتقال میدهند؟
در صد و دوازدهمین جلسه سینماتک با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم رزها ساخته جی روچ پیرامون چالشهای جابهجایی نقش های سنتی میان زن و مرد بحث و گفتوگو کردیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم رزها میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


