قصه اولیه فیلم درباره افسردگی مادری پس از زایمان میتواند شما را فریب دهد که باز هم با فیلم دیگری درباره کلیشههای پیرامون مادرانگی مواجه هستید. اما این فیلم در ساختار و مضمون، تیره و تارتر از آن است که بخواهد در سطح نمایش مشکلات زنان پس از مادر شدن و چگونگی کنار آمدن با آن باقی بماند. گریس بعد از یک رابطه جنسی پرشور و بدوی به سبک حیوانات وحشی بچهدار میشود و از همان موقع آزادیاش را از دست میدهد و رو به تباهی میرود. فیلم به شکل صریح و گزندهای نشان میدهد که چطور مسئله تولیدمثل و فرزندآوری به ابزاری برای سرکوب و مطیعسازی میل جنسی بدل میشود و زن سرشار از آزادی و ماجراجویی را به مادری خسته و رنجور بدل میسازد. از اینجا به بعد با پروسهای از عصیان خودویرانگرانه زن برای بازپسگیری آزادیاش مواجه میشویم، عصیانی نه علیه خانواده و جامعه، بلکه علیه خودش! فیلم نه تنها قصد همدلی با مادران و مشکلاتشان را ندارد بلکه به شیوه تکاندهندهای نشان میدهد که هر زنی برای مادر شدن ساخته نشده و مادر بودن همیشه نه تنها تجربهای لذتبخش نیست، بلکه میتواند بسیار هولناک و غیرقابل تحمل باشد. از این جهت فیلم هیچ شباهتی به فیلمهای پیرامون چالشهای نومادران ندارد. چون نه شوهر را مقصر نشان میدهد و نه فشارهای اجتماعی بر زنان را. بلکه زن را خطاب قرار میدهد و میگوید «خودت خواستی!» این فیلم مناسب آنهایی نیست که دشواریهای مادرانگی را به کلیشههای جنسیتی نسبت میدهند و به دنبال راهحلهایی برای بهبود وضعیت مادران هستند. کسانی شجاعت دیدن این فیلم سیاه و تلخ را خواهند داشت که میدانند مادر شدن در اصل خود، یک انتخاب خودویرانگرانه است. نابود کردن خویش با لذت و درد!
در صد و هجدهمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم بمیر عشق من ساخته لین رمزی پیرامون سویههای خودویرانگرانه مادری بحث و گفتوگو کردیم
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم بمیر عشق من میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


