نلی و پل عاشق یکدیگرند، با هم ازدواج کردند و یک پسر دارند و هتل ساحلیشان را اداره میکنند. همه چیز عالی به نظر میرسد، جز اینکه پل حسادت میکند. در ابتدا از نظر نلی موضوع مهمی نیست و حسادت پل را نشانه عشق به خود میداند و از آن لذت میبرد اما نمیداند که یک مرد عاشق حسود چقدر میتواند خطرناک باشد! پل هر بار به بهانهای نلی را بازجویی میکند. نلی توضیح میدهد و میگوید فقط او را دوست دارد. پل او را متهم به دروغگویی میکند. نلی قول میدهد از خانه بیرون نرود و با کسی حرف نزند. پل بیشتر عصبانی میشود و کتکش میزند. نلی از ترس اعتراف میکند که خیانت کرده است. پل به زور با او رابطه جنسی برقرار میکند و بعد آرام میگیرد. روایت داستان بر مبنای زاویه دید مرد پیش میرود که از حسادت رنج میکشد و فقط وقتی به آرامش میرسد که از زن محبوبش انتقام بگیرد و او را مجازات کند. گویی وقتی نلی گناه ناکردهاش را میپذیرد و مورد خشونت قرار میگیرد، پل مطمئن میشود که برای حسادت بیمارگونهاش حق دارد و با بخشش نلی، به شکل موقتی تسکین مییابد. کلود شابرول رویکرد کلاسیک در بهکارگیری دیدگاه مردانه را نه در راستای همدلی با مرد، بلکه به ابزاری برای افشای ماهیت مردسالاری بدل میسازد و نشان میدهد چطور حس مالکیت مرد نسبت به زن میتواند منجر به بروز خشونت و فاجعه شود که زن و مرد را نابود کند.
در صد و چهاردهمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم دوزخ ساخته کلود شابرول پیرامون حسادت در روابط عاشقانه زوجها بحث و گفتوگو کردیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم دوزخ میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


