جلسه هشتاد و هفتم

تحلیل فیلم «پیش از نیمه‌شب» ساخته ریچارد لینکلیتر

نزهت بادی

در پیش از طلوع، جسی باید از قطار پیاده می‌شد و سلین مجبور بود به راهش ادامه دهد. زمان علیه آن‌ها بود و پایان رابطه‌شان را اعلام می کرد. ولی جسی مقابل زمان ایستاد و بر آن غلبه کرد و توانست از زمان حال که او را احاطه کرده بود، فراتر برود و آینده را نزد خود و سلین احضار کند. همان لحظه‌ای که قبل از پیاده شدن از قطار و خداحافظی سعی کرد تا سلین را قانع کند که با او در وین پیاده شود و به او گفت که به بیست سال بعد فکر کند که دیگر ازدواجش گرمای سابق را ندارد و او به یاد آدم‌هایی می‌افتد که روزی آن‌ها را دیده و می‌توانسته با یکی از آن‌ها خوشبخت‌تر شود و شاید یکی از آن‌ها جسی باشد. با همین بازی با زمان بود که توانست جلوی جدایی زودهنگامشان را بگیرد و سلین را با خود همراه کند. پیش از نیمه‌شب را که می‌بینیم، در همان دوره زمانی بیست سال بعد هستیم، در همان دورانی که دیگر رابطه جسی و سلین شور و گرمای سابق را ندارد و بجای آن سرخوشی و بی‌تابی عاشقانه، ملال و بی‌حوصلگی بر زندگیشان حاکم شده است. زمان کار خودش را کرده و آن‌ها را حسابی ترسانده است. در چنین فضای ناامن عاطفی است که همان پرسش ازلی ابدی میان زن و مردها، بین جسی و سلین هم مطرح می‌شود: اینکه اگر الان مرا دوباره می‌دیدی، آیا از من می‌خواستی از قطار پیاده شوم و با تو بیایم؟ اگر الان از تو می‌خواستم، آیا دعوت مرا می‌پذیرفتی و با من همراه می‌شدی؟ وقتی در آن شب دعوایشان بالا می‌گیرد و سلین، جسی را با دو گیلاس نوشیدنی دست‌نخورده تنها می‌گذارد، باز هم به نظر می‌رسد زمان پایان رابطه‌شان را اعلام می‌کند اما جسی باز هم تسلیم جبر زمان نمی شود و بازی خودش را به آن تحمیل کند. به سراغ سلین می‌رود و خود را مسافر زمان معرفی می‌کند که تمام آینده را سیر کرده و این شب را قبلا دیده است و سلین را با خود به دوران پیری‌اش می‌برد و در نامه‌ای که انگار از فرداهای دور خبر دارد، برایش می‌خواند که الان در بهترین سالهای زندگیش به سر می‌برد و هرچند کمی سخت‌تر از قبل است اما همان دورانی است که روزی انتظارش را می‌کشیده‌اند و الان رخ داده و حیف است که لذت آن از دست برود. گاهی عشق در تونل مخوف زمان، تلخ و یأس‌بار می‌شود و همه چیز عالی پیش نمی‌رود اما این، همان چیزی است که سالها قبل رویایش را داشتیم و برای واقعی شدنش جنگیده‌ایم…

در هشتاد و هفتمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل سه‌گانه درخشان پیش از طلوع، پیش از غروب، پیش از نیمه‌شب ساخته ریچارد لینکلیتر پیرامون چالش های حفظ عشق در طول زمان بحث و گفت‌وگو می‌کنیم. سه فیلم که هر کدام به فاصله ده سال یک‌بار پیرامون رابطه یک زوج ساخته شده و پروسه تحول عشق در گذر زمان را نشان می‌دهد. اینکه چطور شور رمانتیک اولیه به ملالت بدل می‌شود و زوج عاشقی که پس از فراقی ده ساله به یگدیکر رسیده‌اند، از هم متنفر می‌شوند و درنهایت می‌آموزند که چطور رابطه‌شان را با همه دشواری‌ها حفظ کنند و کنار هم بمانند. این سه‌گانه علاوه بر ارزش‌های سینمایی‌اش، یکی از بهتربن منابع برای شناخت رابطه زوج‌هاست.

برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم پیش از نیمه‌شب می‌توانید از طریق شماره زیر در واتس‌اپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.


+33624783228

nozhatآموزش, سینماتک