باربارا متوجه میشود باردار است و به نیکلاس خبر میدهد و با ذوق و شوق میگوید: به ۹ ماه آینده فکر کردیم که پر از شادی بود و این جمله به صحنه بالا اوردن باربارا در دستشویی کات میخورد. خستگی مدام، گریههای بیدلیل، معاشقههای نیمهتمام، بیخوابیهای شبانه، نارضایتی از بدن، چشمپوشی از سیگار و مشروب و خوشگذرانی با دوستان، عقب ماندن از تحصیل و کار، چیزهایی است که پیش روی باربارا قرار دارد. این، تازه اول ماجراست! باربارا و نیکلاس متوجه میشوند که آپارتمانشان برای آنها بعد از بچهدار شدن کوچک است و برای اینکه اپارتمان بزرگتری اجاره کنند، نیکلاس مجبور است شغلش را تغییر دهد. باربارا که میداند نیکلاس عاشق کار در کلوپ فیلم است، میگوید: تو همیشه میخواستی مثل تارانتینو یک کلوپ فیلم داشته باشی. نیکلاس میگوید: اما تارانتینو بچه نداره! والد شدن، فقط در آغوش گرفتن یک نوزاد قشنگ و دوستداشتنی نیست. بلکه بسیاری چیزها را در زندگی ما تغییر میدهد و اگر برایش آمادگی نداشته باشیم، به خود میآییم و میبینیم همان نوزاد قشنگ به یک هیولای ترسناک بدل شده و زندگی پدر و مادر را بلعیده است. اتفاقی که برای باربارا و نیکلاس رخ میدهد. این فیلم برای زنان و مردانی که میخواهند بچهدار شوند و نمیدانند چه چیزی در انتظارشان است، برای نومادران و نوپدرانی است که نمیدانند چطور با تغییر وضعیشان کنار بیایند، برای مادران و پدرانی که قبلا بچهدار شدهاند و فکر میکنند والدین ایدهالی نبودند و برای همه کسانی که با مادران و پدران در ارتباطند و به آنها احساس ناکافی بودن میدهند، است.
در پنجاه و هفتپین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم یک اتفاق مبارک ساخته رمی بزانکن، درباره چالشهای بارداری و زایمان زنان بحث و گفتوگو میکنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم یک اتفاق مبارک میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


