جلسه چهل و دوم

تحلیل فیلم «هفت زمستان در تهران» ساخته اشتفی نیدرزول

نزهت بادی

داستان با رویایی یک مرد مامور سابق اطلاعات (مرتضی سربندی) و یک دختر جوان (ریحانه جباری) آغاز می‌شود. دختر در معرض تجاوز قرار می‌گیرد و در دفاع از خود، مرد را می‌کشد و به زندان می‌افتد و به اعدام محکوم می‌شود. از این‌جا به بعد شاهد تلاش و مبارزه مادر ریحانه (شعله پاکروان) برای نجات جان دخترش هستیم که او را به مواجهه با پسر مقتول می‌کشاند. پسر سربندی حاضر نیست ننگ تجاوز را بر سابقه پدرش بپذیرد و شرط می‌گذارد که اگر ریحانه بگوید پدرش قصد تجاوز نداشته است، از قصاص چشم‌پوشی می‌کند اما ریحانه نمی‌پذیرد. ریحانه در همان آغاز پرونده‌اش به جرم رابطه نامشروع با سربندی، ۳۰ ضربه شلاق خورده و گویی حاضر است جانش را از دست بدهد اما بر حقش در دفاع از خود در برابر تجاوز اصرار کند‌. مادر ریحانه که از اجرای عدالت در سیستم قضایی ناامید شده، می‌کوشد از پسر سربندی رضایت بگیرد و این بار رنج را از روی شانه‌های دخترش و پسر مقتول بردارد و برای هر دو که تحت فشار بسیاری هستند، مادری کند. در صحنه پایانی فیلم، شعله پاکروان در روز اجرای حکم اعدام در ماشین روبروی زندان نشسته و منتظر است تا پسر سربندی از راه برسد و خبر بخشش ریحانه را بدهد و او، پسر را در آغوش بگیرد و به او بگوید: «پسرم.» چند دقیقه بعد زنی از راه می‌رسد و در ماشین را باز می‌کند و شعله را در آغوش می‌گیرد و می‌گرید. ریحانه اعدام شده است و شعله با بهت و ناباوری نگاه می‌کند. پسر سربندی ترجیح داده است از حیثیت و شرافت ازدست‌رفته پدرش محافظت کند، تا اینکه پسر مادری دلشکسته و دادخواه باشد.

در چهل و دومین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل مستند هفت زمستان در تهران ساخته اشتفی نیدرزول می‌پردازیم و با حضور آسیه امینی، فعال حقوق زنان پیرامون پرونده ریحانه جباری بحث و گفت‌وگو می‌کنیم

برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم هفت زمستان در تهران می‌توانید از طریق شماره زیر در واتس‌اپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.


+33624783228

nozhatآموزش, سینماتک