هر دو دختر، نوجوان هستند و پر از نیاز و کنجکاوی جنسی و درباره چگونگی از دست دادن بکارتشان خیالپردازی میکنند اما النا همان بدن ظریف و لاغر را دارد که ایدهال زیبایی است و انیس، بدن چاقی را دارد که مدام مورد سرزنش و طرد قرار میگیرد. به همین دلیل وقتی هر دو با پسری مواجه میشوند، پسر از النا خوشش میآید و انیس نادیده گرفته میشود. انیس در ظاهر خودش را به خواب زده اما از لابلای انگشتانش و با چشمان نیمه باز، رابطه جنسی خواهرش با مرد جوان را دید میزند و در این تجربه اسکوپوفیلی، رنج و لذت را به طور همزمان درک میکند. از اینکه در حال تماشای از دست رفتن بکارت خواهرش است، دچار حس شعف و لذت میشود اما از اینکه خودش جای او نیست و کسی بدن چاق او را نمیخواهد، رنج و درد می کشد. انیس در آن نیمه شب تابستانی بهناگه بالغ میشود و به شناخت متفاوتی از خودش، بدنش و میل جنسیاش میرسد و آن سیلی نامنتظره که از مادر به جای خواهر میخورد، انگار مابهازایی برای چشمچرانی و برانگیخته شدن میل جنسیاش است. پایان تکاندهنده و تلخ فیلم چه در واقعیت رخ داده باشد و چه در خیال انیس، فانتزی ترسناک دختری را مینمایاند که برای از دست دادن بکارتش و خواسته شدن بدن چاقش به خشنترین روش در رابطه جنسی میاندیشد. چقدر کلیشههای جنسیتی پیرامون بدن زنان، رابطه جنسی آنان را تحتتاثیر قرار میدهد؟ کلیشههای جنسیتی در چه بستری شکل میگیرد؟ تلقی مردسالارانه از بکارت چطور میتواند منجر به انقیاد و سرکوب زنان شود؟ نقش خانواده در انتقال کلیشههای جنسیتی به دختران نوجوان چیست؟ تجربه زنان و مردان در اولین رابطه جنسیشان چه تفاوتی با هم دارد؟
در چهل و نهمین جلسه سینماتک به نقد و تحلیل فیلم دختر چاق ساخته کاترین بریا میپردازیم و با دکتر مدیس توکلی، رواندرمانگر سکسولوژیست درباره این پرسشها بحث و گفتگو کنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم دختر چاق میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


