سلین و آلیس، همسایه و دوست هستند و شریک رنجها و خوشیهای یکدیگر اما در واقع دلیل اصلی نزدیکیشان، تجربه مشترک مادری است. پسربچههایشان با هم دوستند و آنها درباره دغدغههایشان به عنوان مادر با هم حرف میزنند. اما طی حادثهای همه چیز تغییر میکند. حالا یکی از آنها مادر است و دیگری مادر نیست. زندگی خانوادگی یکی فرومیپاشد و زندگی خانوادگی دیگری مثل قبل است. زن آسیبدیده از پشت پنجره به دوستش نگاه میکند که شوهرش را میبوسد و پسرش را بدرقه میکند. درحالیکه شوهر خودش افسرده و الکلی، او را به خاطر اتفاقی که برای پسرشان افتاده، مقصر میداند و سرزنشش میکند. زن خود را مادر بدی میبیند و برای اینکه بتواند کمی تسلی بیابد، احساس گناه را به دوستش منتقل میکند و دست به هر کاری میزند تا او هم مادر بدی به نظر برسد. شک و سوءظن و حسادت و بدبینی و خودخواهی بینشان حاکم میشود. فیلم از طریق روایتی پارانوییدی و دلهرهآور، ما را با سویههای تیرهوتار مادر بودن مواجه میکند: اینکه غریزه مقدس مادری میتواند زنی را به هیولا بدل کند! چیزی که هیچکس قبل از مادر شدن به زنان نمیگوید. شوهر یکی از زنها میگوید بعد از تولد پسرمان، همسرم زن شگفتانگیزی شد اما در فیلم میبینیم که مادر شدن لزوما از زنان آدمهای بهتری نمیسازد. بلکه فشار ناشی از مادر خوب بودن میتواند آنها را به زنانی افسرده، رنجور، عصبی، حسود، خودخواه و خشن بدل کند. فیلم با تصویر زیبا و دلنشینی از مادرانگی آغاز میشود اما در ادامه ما را به جهان هولناکی میکشاند و نشان میدهد مادر بودن میتواند چقدر ترسناک باشد.
در پنجاه و دومین جلسه سینماتک به نقد و تحلیل فیلم غریزه مادران ساخته بنوا دلوم میپردازیم و پیرامون مقدسانگاری مادری بحث و گفتوگو میکنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم غریزه مادران میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


