لوسی در یک شرکت همسریابی کار میکند و مدام میکوشد زنها و مردها را به یک دیدگاه واقعبینانه برای انتخاب پارتنرشان برساند. از نظر او ازدواج، یک معامله است و اگر دو دو تا چهار تا را بلد باشی، میتوانی همسر مناسبی پیدا کنی. حالا فکر میکنید خودش دنبال چه نوع پارتنری است؟ یک مرد پولدار که پولش از پارو بالا برود. چون دوست پسر سابقش، یک بازیگر تازهکار تئاتر بوده و آه در بساط نداشته است. لوسی در عروسی یکی از مشتریانش با مرد پولداری آشنا میشود و همان زمان دوباره دوست پسر سابقش را هم میبیند. لوسی میتواند هری را انتخاب کند و صبح در آپارتمانی که اجارهاش دوازده میلیون دلار است، بیدار شود یا جان را انتخاب کند و در خانه درب و داغونش که حتی آب گرم ندارد، زندگی کند. لوسی در کنار هری یک زندگی امن و باثبات خواهد داشت و در کنار جان یک زندگی پرشور و بااحساس! به نظرتان چقدر پول در حفظ رابطه عاشقانه نقش دارد؟ تا چند سال حاضرید به جای زندگی در اپارتمان شیک و رفتن به رستوران گران و سفر لاکچری، با چیزهای کوچک و ساده احساس خوشبختی کنید؟ آیا اگر پارتنرتان با یک گل کوچک برایتان حلقه ازدواج درست کند، به همان اندازه سرشار از عشق میشوید و خود را باارزش میدانید که پارتنرتان به شما حلقه برلیان با نگین الماس دهد؟ فیلم بهواسطه شغل زن، مباحث مهمی را پیرامون ازدواج، ملاکهای انتخاب همسر، چالشهای قرار ملاقات و دلایل یک ازدواج موفق مطرح میکند و ذهن مخاطبان را به چالش میکشد که چرا ازدواج میکنیم؟ آیا ازدواج باید واقعبینانه باشد یا عاشقانه یا میتواند ترکیبی از هر دو را در بر بگیرد؟ چقدر در یافتن همسر، حق انتخاب داریم و چقدر تحتتاثیر شرایط زندگیمان هستیم؟ چه چیزهایی شانس ما را برای یافتن فرد مناسبتر افزایش میدهد؟ و در انتها آیا ازدواج به همه ریسکها و چالشهایش میارزد!
در صد و هشتمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم، با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم مادیگرایان ساخته سلین سونگ پیرامون این پرسشهای مهم بحث و گفتوگو کردیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم مادیگرایان میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


