کلر مثل بیشتر آدمها از تغییر میترسد. وحشت از آینده مبهم و کابوس پس از فروپاشی، او را چنان درمانده و ناامید میکند که میخواهد به هر شکلی، وضع موجود را حفظ کند. حتی اگر دنیایی که در آن به سر میبرد، سرشار از دهشت و خشونت و تیرهروزی باشد. اما از همان ابتدا رفتار هنجارگریز جاستینا در شب عروسیاش، میل او به بر هم زدن روال همیشگی را نشان میدهد. چرا وقتی سیاهی و تلخی بر زندگی حاکم شده، باید همچنان به حفظ این نظم و ثبات و آرامش دروغین پایبند بود و طوری رفتار کرد که گویی همه چیز عادی است؟ جاستین به کلر و همه ما نشان میدهد که پایان، همیشه ترسناک نیست. میتواند دنیای کنونی نابود شود و جهان تازهای به وجود بیاید. گاهی آن زندگی پرشور و پرامید حاصل نمیشود، مگر از طریق مواجهه با فاجعه! لارس فون تریه در فیلم ملانکولیا از طریق رویکرد بصری شاعرانه و سحرانگیزی، تصویر متفاوتی از جهان آخرالزمانی و پایان دنیا را به نمایش میگذارد که مناسب حال و هوای این روزهای ماست. مناسب مردمی که میدانند چطور به زیباترین شکل ممکن، پایان دوره ضحاک را رقم بزنند.
در این روزهای سیاه و تلخ پس از قتلعام مردم توسط جمهوری اسلامی، ما نیز نیاز به همان غار جادویی داریم که جاستین برای خانوادهاش ساخت، پناهگاهی که ما را کنار هم نگه میدارد و به ما قدرت و امید میبخشد. هر اتفاقی بیفتد، ما دستهای یکدیگر را رها نخواهیم کرد و با هم میمانیم. فروپاشی دیکتاتوری میتواند مهیب و ترسناک و فاجعهآمیز به نظر برسد اما وقتی رخ دهد، با زیبایی و شگفتانگیزیاش چشم جهان را خیره خواهد کرد.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم ملانکولیا ساخته لارس فون تریه میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
33602798428+


