فیلم از زاویه دید فیلیپا، دختر نوجوان چهارده ساله روایت میشود که در سفر تابستانی به دنبال کشف روابط جنسی است. در ابتدا وقتی با پسری همسن و سالش بوسهای پرشور و آتشین را تجربه میکند، میان عشق و سکس رابطهای ناگسستنی میبیند اما کمکم متوجه میشود که لزوما رابطه جنسی با رابطه عاشقانه همراه نیست. فیلیپا هرچند خود در حال تجربه و ماجراجویی جنسی است اما بیش از هر چیزی از طریق کنجکاوی و چشمچرانی پیرامون رابطه جنسب پدرش به شناخت میرسد. اما وقتی این شناخت کامل میشود که به راز مادر پی میبرد و او را درگیر رابطه عاشقانه با مردی دیگر میبیند. فیلم بحث چالشبرانگیزی را پیرامون خیانت در رابطه مطرح میکند: اگر یکی از زوجها رابطه جنسی داشته باشد، میتواند شیطنت و ماجراجویی به حساب بیاید و مشکلی به وجود نیاورد ولی اگر یکی از آنها عاشق فرد دیگری شود، باعث فروپاشی رابطه میشود و جداییشان را به دنبال میآورد. ما هم همچون فیلیپای نوجوان با پرسشی بنیادین درگیر میشویم: چه چیزی خیانت به حساب میآید؟ پدری که به زنی جوانتر از خود رابطه جنسی دارد یا مادری که عاشق مردی جوانتر از خود شده است؟ فیلم با مقایسه میان این دو وضعیت، استانداردهای دوگانه اخلاقی درباره زنان و مردان را به چالش میکشد. ماتیاس به کلاریس میگوید: تو مادری! چطور میتونی به خاطر معشوقت، بچههات رو ول کنی؟ کلاریس: تو رو دارم ول میکنم و نه بچههایم رو! شاید هم کلاریس میتوانست جواب دیگری بدهد و بگوید: همانطور که یک پدر به خاطر معشوقهاش، بچههایش را ول میکند! در واقع انتخاب هر فردی فارغ از جنسیت، بعد از والد شدن فقط به خودش و پارتنرش مربوط نمیشود، بلکه فرزندان را نیز در بر میگیرد. اما چرا زنان باید همیشه مادر بودن خود را اولویت قرار دهند و فداکاری کنند؟ و مردان میتوانند به دنبال خواستههای شخصیشان بروند و پدر نباشند؟
در نودمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم با تمرکز بر نقد و تحلیل فیلم شناور ساخته هیتور دالیا پیرامون خیانت در رابطه زوجها و تاثیر آن بر فرزندان بحث و گفتوگو میکنیم.
برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم شناور میتوانید از طریق شماره زیر در واتساپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.
+33624783228


