جلسه نود و یکم

تحلیل فیلم «اهل باران» ساخته فرانسیس فورد کاپولا

نزهت بادی

صبح زود یک روز معمولی، ناتالی در تختخواب مشترک‌شان با خود کلنجار می‌رود و بعد دست شوهرش را که او را در آغوش گرفته، کنار می‌زند و سپس خانه‌اش را ترک می‌کند. کل فیلم پیرامون سفر اوست تا بفهمیم چرا زنی به‌ناگه تصمیم می‌گیرد خانه و همسرش را رها کند و به جایی دور برود که کسی پیداش نکند. از خلال گفتگوهای تلفنی با همسرش می‌فهمیم که چطور ناتالی با ازدواج از دختری مستقل با رویاها و جاه‌طلبی‌های بزرگ به زنی متاهل بی‌انگیزه تبدیل شده که همه زندگیش در انجام وظایفش در زندگی مشترک خلاصه می‌شود و دیگر هیچ چیزی برای خودش ندارد، حتی خلوتی برای گریستن. از نظر دیگران همه چیز حاضر است: زندگی خوب و خانواده‌ای خوشبخت اما هیچ‌کس متوجه غیاب زنان نزد خویش نمی‌شود که چگونه زیر بار تعاریف همسر ایده‌ال و مادر نمونه، خودشان را گم کرده‌اند. ازاین‌رو رفتن ناگهانی‌شان از سوی دیگران درک نمی‌شود و به عنوان زنانی ناراضی و بی‌هدف به نظر می‌رسند که معلوم نیست مشکل‌شان چیست و چه می‌خواهند! من به شما می‌گویم. خسته‌اند. خیلی خسته‌اند و همانطور که ناتالی به مادرش می‌گوید فقط می‌خواهند کمی آزاد باشند، فقط برای نصف روز مجبور نباشند حواس‌شان به همه چیز زندگی باشد و همه کارها و مسئولیت‌ها را درست و دقیق انجام دهند. لابد زنان زیادی هستند که هر صبح با همین میل به رفتن ناگهانی از خواب بیدار می‌شوند اما باز هم می‌مانند و با بغضی پنهان صبحانه آماده می‌کنند. چون با خود فکر می‌کنند کجا بروم که بتوانم به عنوان زنی تنها برای خودم آزاد باشم. ناتالی هرچند خانه و شوهرش را رها می‌کند و قصد دارد به بارداری‌اش پایان دهد و نمی‌خواهد مادر شود اما در سفرش باز هم مجبور می‌شود از مردی آسیب‌دیده که به کودکش می‌ماند، مراقبت کند و نقش همسری از سوی مرد دیگری به او تحمیل می‌شود تا جای زن مرده او را پر کند. چرا ناتالی بیچاره حتی در همان «نصف روز آزادی‌اش» باز هم اسیر نقش‌های اجباری اش می‌شود؟ چون هرگز آزاد نبوده تا بلد باشد در آزادی‌اش چه کند. کیلومترها از خانه و شوهرش دور شده اما همچنان بار سنگین وظایفش را بر دوش می‌کشد و از اینکه قبل از ترک خانه صبحانه را آماده نکرده، احساس گناه می‌کند و خود را زن بدی می‌داند. در جایی از فیلم، ناتالی به مرد جوان آسیب‌دیده می‌گوید: «تو باید به فکر خودت باشی! چون هیچ‌کس دیگری نیست» و این جمله، همان چیزی است که هر زن خسته‌ای باید به خودش بگوید.

در نود و یکمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم اهل باران ساخته فرانسیس فورد کاپولا می‌پردازیم و درباره لزوم آزادی به‌مثابه امر درونی برای زنان بحث و گفت‌وگو می‌کنیم.

برای دریافت فایل آفلاین جلسه نقد و تحلیل فیلم اهل باران می‌توانید از طریق شماره زیر در واتس‌اپ و تلگرام به ادمین کایه دو فمینیسم پیام دهید.


+33624783228